تبليغاتX
ماه آبی
 

به تازگی فیلم مستندی را تمام کردم ( البته بعد از دو سال). متن زیر قسمتی از متن تحقیقی این فیلم است .

پیله (نگاهی به آداب و اعتقادات ایرانیان ) 

دو کتاب در نوشتن و ساخت فیلم پیله به عنوان منابع تحقیقی به من کمک کرد. اولین کتاب اساطیر ایرانی نوشتة آلبرت جوزف کارنوی با ترجمة احمد طباطبائی بود و دیگری کتاب تازه به تازه، نو به نو نوشتة مهران افشاری . بر این اساس قسمتهایی از هر دو کتاب را در زیر می آورم تا نشان دهم هیچ متنی جدا از متون دیگر قابلیت ندارد.

قسمتهایی از کتاب اساطیر ایرانی ( آلبرت جوزف کارنوی)

« ایرانیان از لحاظ نژادی با اقوام آریایی هند خویشاوندی نزدیک دارند، و مذهب آنها، که مشعر بر بسیاری نکات همانند با آئین هندوان ودایی است، تا فتح ایران به دست مسلمین در سدة هفتم میلادی، مذهب رسمی ایران محسوب می شد. این مذهب ، که از جالب ترین ادیان دنیای قدیم به شمار آمده پیروان آن بسیار بوده است، مدّت سیزده قرن دور از زادگاه خود و تقریباً در تبعید به سر بُرد تا سرانجام در کشور هند مأوایی یافت و در آن جا جامعة کوچک ولی متنفذ پارسیان هم اکنون نیز بدان عمل می کنند»

« به طور کلّی چنین شهرت یافته که خصیصة اصلی آئین زرتشتی، ثنویّت یا آئین دو آفریننده و دو آفرینش است . ثنویّت نه تنها در کلیة معتقدات ایرانیان، بلکه در تاریخ اساطیر ایران نیز تأثیر نموده و در حقیقت قوم کهنسال ایرانی تخم ثنویّت را، که به ثنویت مذهبی منجر می شود، از تاریخ اساطیر خود به میراث برده است».

آفرینش

« در گام اول آفرینش اهورا مزدا وَ هوَ منَ( نیک نهاء) و بعد اَکََ مَنَ( بد نهاد) را خلق کرد و به همین سان هنگامی که اهورا مزدا دیگر امشاپسندان را حیات بخشید، دشمن او، اهریمن، سایر دیوان بدی را به وجود آورد. پس از پایان آفرینش امشاپسندان   و دیوان بدی، آفرینش جهان به ترتیب زیر صورت گرفت:

آسمان، آب، زمین، گیاهان، حیوانات و مردمان.

چهارمین مرحلة آفرینش ، آفرینش گیاهان است . اَمِرِتات امشاپسندی ( حافظ گیاهان) که گیاهان را در حفاظت داشت، آن ها را به قطعات خُرد تقسیم کرد و با آبی که تشتر به چنگ آورده بود در آمیخت.آن گاه شعری یمانی باران بر زمین فروریخت و نباتات به مثابة مویی کمه بر سر انسان می روید، روی زمین روییده و ده هزار از آن ها جهت درمان ده هزار درد و بیماری ، که اهریمن برای آزاد آفریدگان اهورا مزدا پدید آورده بود، سر از خاک بیرون آورد. سپس از این ده هزار رُستنی صد هزار نوع نباتی که اکنون در جهان وجود دارد پدید آورد.

هنگامی که اهریمن زیانکار به گیاهان رسید ، هیچ گونه خار و پوستی در آن ها نیافت. چون اینچنین دید، خار و پوست در آن پدید آورد و شیرة آن ها را به زهر آلوده ساخت تا مردمان پس از خوردن برخی گیاهان جان بسپارند. در کنار گیاهان، درخت زیبا و بلندی روییده بود.  اما هنگامی که دیو بدی نزدیک گشت خشک شد. به نظر زرتشتیان بیماری، مرگ، سرما و غیره را اهریمن آفریده می دانند».

« اساطیر ایرانی، به نظر علمای تاریخ اساطیر، از ن رو جالب و دل چآآن رو جالب و دل چسب می نماید که بوضوح مراحل مختلف تحول و سیر اساطیر را به سوی داستانهای تاریخی نشان می دهد. همان طور که همگان می دانند افسانه در اصل کوششی است که برای توجیه پدیده ای به عمل می آید. بدیهی است این کوشش با تمایلات روانی قومی که مراحل ابتدایی تمدّن و فرهنگ را می پیماید بستگی دارد ولی باید افزود که هدف بشر ابتدایی تنها توجیه نیست، بلکه می خواهد این توجیه را در عین حال با آب و رنگ و لطف و زیبایی همراه سازد. این تمایل بتدریج به مشتی تمثیل، ابداعات اخلاقی و معما منجر می شود . تردیدی نیست که افسانه یکی از تجلّیات اندیشة بشر است»

« تحول اساطیر ایرانی به سه طریق بوده است :

1-  افسانه هایی که مفهوم اصلی خود را از دست داده است، به صورت داستان ساده ای در می آید و همان طور که خواص داستان ها است، آمادگی آن را دارد که به داستانهای گوناگون تقسیم شود یا به اسامی مختلف چند بار نقل گردد.

2-          گاهی اوقات، چند افسانه به افسانة واحد تبدیل می شود.

3-  برخی اوقات، افسانه های اساطیری جنبة بشری پیدا می کند و بتدریج به آدمیان نسبت داده می شود. از سوی دیگر مطالب اساطیری، جنبة تاریخی یا لااقل حماسی به خود می گیرند»

«از این گذشته، نظر به تمامل عمومی مزداپرستی به ثنویّت، اساطیر ایرانی نظم و ترتیب صحیح یافته است . در این اساطیر، عنصر نیکوکار همواره با عناصر بدکاری در جنگ است».

قسمتهایی از کتاب تازه به تازه،نو به نو

اعجاز قطره( اسطورة ایزد نباتی )

« ظاهراً سرچشمة این گونه حکایت ها به هزاران سال پیش مربوط است، به دورانی که نخستین جوامع کشاورز بر  پهنة زمین زندگی می کردند. می دانیم که باران و گیاه برای جامعة کشاورز مهم ترین ارکان زندگی است ، به ویژه اگر این جامعه در سرزمینی مانند ایران زندگی کند که مطابق اوضاع اقلیمی آن ، آب و باران همیشه و بر وفق مراد کشاورزان، حضور نخواهد داشت؛ و گاه فقدان آب همة سرمایه و هستی انسان کشاورز را تهدید به نابودی می کند . انسان ابتدایی تصور کرد که اگر باران نبارد یا باریدن آن به تأخیر اُفتد، با ریختن خون قربانی بر زمین حتماً گیاه خواهد رویید».

« ظاهراً ، اینکه در قصه های عامیانه قطره های خونِ قهرمان کشته شده به گل یا گیاهان تبدیل می شود، به گونه ای از این اندیشة بسیار کهن جوامع کشاورز سرچشمه گرفته است که خون یا مرگ ایزد نباتی یا انسان که به نیابت و نمایندگی او قرباتی می شد، تأثیر و قدرت آن را داشت که گیاهان را برویاند، به گیاه مبدّل شود و زندگی نباتی را پرورش دهد و خون ایزد نباتی در واقع برای فراوان نعمت و افزایش برکت ریخته می شد».

قصه با اسطوره متفاوت است اما نشانی از اساطیر  را با اندکی تغییر و تحول در قصّه ها  می توان یافت . همچنان که نشانه هایی از اعتقاد به اسطورة ایزد نباتی در معتقدات برخی از عوام ایران هنوز پا برجاست. در جا جای ایران درختان مقدّس است که مردم معتقدند امام زاده یا مرد روحانی در پای آن ها دفن شده است. و تو گویی که آن درختان از مردة آن امامزاده یا مرد روحانی روییده است . طرف اینکه، عوام معتقدند که از برخی از این درختان سالی یکبار در روزی معیّن ، به ویژه در روز عاشورا، خون به بیرون می چکد. این درختان و خونی که از آن ها می چکد، یادآور سیاوش و گیاهی است که از خون او روییده است .

پایان

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 3:36 توسط مهدی باقری |

 

ایستگاه

 

زنی هر روز صبح به درخانه ما می آمد و در را می زد . می گفت : جواد کارمند کفش ملی باز کن بیام بالا ! سر و شکل عجیبی داشت . گاهی مرتب و گاهی خاکی . صورتش سیاه  و لباسش شنبه یکشنبه . انگشت اشاره را روی زنگ می گذاشت  و تمام وزن بدنش را  روی زنگ نگه می داشت . وقتی اف اف را هم برمی داشتی هنوز انگشتش روی زنگ بود .

زن هنوز گاهی به در خانه ما می آید یعنی به در خانه های تمام کوچه می رود . بعد از اینکه زنگ همه را زد و سراغ  جواد کارمند کفش ملی را گرفت می رود دم ایستگاه اتوبوس می ایستد خلط بالا می آورد و پرتاب می کند . سوار هیچ اتوبوسی نمی شود .

فردا صبح دوباره به در همان خانه ها می آید . زمستانها شبها او را نمی بینم شاید با آخرین اتوبوس ساعت 45: 8 به  ایستگاه بعدی می رود .

+ نوشته شده در شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 20:22 توسط مهدی باقری |